حال و هوای رفتن
در خدمت مقدس سربازي برهه اي وجود دارد به نام آموزشي. اين بخش در ابتداي خدمت سربازي به منظور آشنايي و آموزش سربازان با اصول نظامي در ابعاد مختلف برنامه ريزي و اجرا مي گردد. مدت اين دوره با توجه به اينكه در كدام يك إز نيروهاي نظامي افتخار خدمت نصيب شده باشد إز دو ماه تا چهار ماه قابل تغيير است.
البته آموزش هاي تخصصي هم وجود دارد كه بعضاً به اين زمان اضافه مي شود. بعد از اين مرحله است كه سربازان محترم (همان آش خوران دوره سنت) در اصلاح تقسيم مي شوند و براي ادامه خدمت به يگان مرتبط مراجعه مي نمايد. جهت استحضار خانم هاي محترم كه از نعمت حضور در خدمت سربازي محروم هستند بايد به عرض برسانم كه اين تقسيم از نوع تجزيه نيست و آقايان محترم خيلي زود به آغوش جامعه بر مي گردند؛ با كوله باري إز تجارب و داستان هاي مختلف از شادي ها، نجات اقوام و ملل مختلف، جانفشاني ها، رشادت ها و ... كه در اين مجال به آن نمي پردازيم.
دو مقطع
زماني در دوره آموزشي خيلي به چشم مي آيد: شب اول و روز آخر.
روش رفتاري در روز اول دوره آموزشي، شكستن و از بين بردن كامل غرور است. يعني سخت ترين، بي رحمانه ترين، تندترين و ... برخوردها با مخاطبين انجام مي شود تا اين آقا پسرهاي گل گلي لوس ماماني بفهمند: اينجا ديگه خونه نيست و مرد شده اند! شام غريبان اين مناسبت فوق العاده است. تو مايه هاي شب اول قبر و ...، بگذريم.
اما روز آخر!
بچه ها با هم انس و الفت گرفته اند. رفاقت ها و دوستي ها ريشه دار شده است. كلوني هاي معاشرتي شكل رسمي گرفته و اتفاقاً بسياري إز دوست هاي ماندني در پس پرده اين معاشرتها شكل مي گيرد.
هر چند همه عجله دارند كه اين برگه تقسيم و يا اعلاميه معرفي به محل خدمت هر چه زودتر به انها ابلاغ شود، اما نگاههاي روزهاي آخر حكايتي عجيب و غريب دارد. و شايد مهمترين سوال اين است كه پرده بعدي سرنوشت چه چيزي را ورق خواهد زد! چه فردايي و چه ماجراهايي ...
اما اين روز بخشي از سرنوشتي است كه در سال هاي آتي با ديدن اعضاي جامعه در پشت چراغ قرمز، در محل هاي اجتماعي، در مراجعه به ادارات، حتي در مواردي در گوشه خيابان !! پنجره اي به دنيايي إز خاطراتي باز مي شود كه سر آغاز مرد شدن برشمرده مي شد.
حقيقت اين است كه حتما الآن سؤال مي كنيد اين سطور چه ربطي به دانشجويان كارشناسي ارشد ارتباطات يزد ورودي ١٣٩٠ دارد؟
موضوع اينجا است كه روز جمعه وقتي كه برگه عناوين پايان نامه هاي تأييد شده بين بچه ها دست به دست مي چرخيد، ياد روز آخر دوره تقسيم افتادم. هر چند نمي توان كتمان كرد كه اين اشتياق براي دريافت دانشنامه كارشناسي ارشد بسيار بسيار هم مغتنم است أما دوباره داريم تقسيم مي شويم .....
و من هيچ وقت حس خوبي به اين تقسيم شدن ها نداشته ام!
نویسنده: فطرس

هم اضافه کن!
دنیای دانشجویان ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علوم تحقیقات یزد فراتر از عدد و رقم است، زیر پوست هر کدام از این بچه ها دنیای بزرگتری است که گاه آشکارش می کنند و گاه پنهان می ماند. این وبلاگ تنها به نیت ثبت لحظه هایی از این بچه ها به روز می شود که ممکن است زیر غبار موذی زمان از یاد بگریزند.... قرارمان فصل انگور / شراب که شدم / بیا / تو جام بیاور / من جان! ...