جان ما مردم چقدر می ارزد؟

روی بعضی از آینه خودروهای وطنی  نوشته شده: اشیا از آنچه که فکر می کنید به شما نزدیک ترند! این جمله هشدار دهنده، در کشورمان هم مانند خیلی از جملات دیگر که باید باعث احتیاط شود دستمایه شوخی قرار گرفته است و پایان ترم تحصیلی در فضای مجازی دانشجویان می نویسند: امتحانات از آنچه فکر می کنید به شما نزدیک ترند! ... نوعی ایجاد ترس و وحشت مقطعی و کم خطر! 

تکرار برخی واژه ها و تکه پاره کردن تعارف های دم دستی در ایران فصل های مشخصی دارد، نزدیک انتخابات که می شویم بسیاری از ما از "یک عدد" در آمار سرشماری رسمی یک مرتبه با صعودی شگفت انگیز و 

ادامه نوشته

آخرین خبر

به خبری که هم اینک به دستم رسید توجه فرمائید: ( با لحن آقای حیاتی بخوانید) : 


سلام


لطفا اطلاع رساني كنيد دوستاني كه هنوز موفق به ارسال پروپوزال به گروه نشده اند و هنوز در حال انجام اصلاحات هستند جلسه شوراي گروه به جمعه 23 فروردين ماه و شوراي دانشگاه به يكشنبه 25 فروردين ماه موكول شد. دوستاني كه پروپوزالشون كامله مي تونن با بچه هاي يزد هماهنگ كنن از طريق اتوبوس يا پست پيشتاز ارسال كنند تا به جلسه جمعه اين هفته برسه كه البته با اتوبوس بفرستن بهتره و زودتر دست بچه ها مي رسه. يه نكته رو حتما توجه داشته باشين پروپوزال هايي كه ارسال مي كنيد حتما قبل از ارسال به يزد، تأييد نهايي رو از طريق ارسال پروپوزال به ايميل دكتر مرتضوي بگيريد و طي تماس با ايشون مطمئن بشين كه ديگه هيچ اشكالي نداره.

با سپاس از خانم مسعودی برای ارسال این خبر در قالب کامنت

فصل بهار ، ماه عسل زیر نور ماه

روزهای ابتدایی فروردین ماه تولد دوست عزیزی است که نجابتش خاطره ای شیرین از کویر به تصویر کشید. محسن عزیز رحیمی

می خندی و تمام لبت قند می شود          یعنی که عشق صاحب فرزند می شود

جایی که سبز چشم تو بر آسمان وزید                     زیباترین بهار خداوند می شود

گل می کند طراوت البرز در دلم                             وقتی تنت سپید دماوند می شود

این شعر تازه شیربهای لب تو بود                   حالا لبت عروس دو لبخند می شود

[]
فصل بهار ، ماه عسل زیر نور ماه
یک شب اقامت دو نفر چند می شود ؟

شعر از حامد عسگری

از طرف همسفرهای ندوشن

ردگیری پرپوزال!

بعضی از دوستانی که پرپوزال هایشان را ارسال کرده اند هنوز نمی دانند که آیا به صورت قطعی تصویب شده است و می توانند با خیال راحت برای نوشتن پایان نامه اقدام کنند یا خیر. در سایت دانشگاه پرپوزال های تائید شده درج شده است، به این لینک بروید و با بررسی شماره های دانشجویی مطمئن شوید که پرپوزال تان تصویب شده است.

پروپوزال های تصویب شده

سال تان پرپوزالی باد!

قبل از هر چیز سال نو را تبریک می گویم و امیدوارم برای همه تان سالی پر از آرامش و شادی باشد.

این مطلب را درست چند دقیقه قبل از سال تحویل نوشتم ولی هر کاری کردم نشد منتشرش کنم، بعد هم به سفر رفتم و به اینترنت دسترسی نداشتم تا امروز 13 فروردین یا همان 13 به در که برای حفاظت از طبیعت ده سالی می شود خانه نشینی می کنم! 

طبق آخرین اطلاعات واصله از یزد شورای آموزشی دانشگاه برای بررسی پرپوزال ها 20 فروردین را به عنوان آخرین جلسه اعلام کرده است. به زبان ساده تر یعنی به پروپوزال های ارسالی بعد از این تاریخ ترتیب اثری داده نخواهد شد و دانشجویان رسماً امکان دفاع در ترم چهارم را نخواهند داشت. 

از دانشجویان گرامی تقاضا می شود در اسرع وقت نسبت به ارسال پرپوزال ها به صورت ایمیلی برای آقای دکتر مرتضوی اقدام نمایند و پس از رفع اشکال و اخذ تائید نهایی ایشان پرینت بگیرند و تحویل بدهند. 

جواد آذرنگار احتمالاً هر گناهی از بدو تولدش مرتکب شده به خاطر اینکه پیامبر پرپوزال ها شده بخشوده شده است! بعضی از دوستان پرپوزال ها را  با غلط های نگارشی، املایی و خطا در رعایت اصول توصیه شده در پرپوزال نویسی که در سایت دانشگاه در خصوص آن تذکر داده شده است برای ایشان ایمیل می کنند، بعد می خواهند پرینت بگیرد!! بعد آن را ببرد به استاد راهنما یا مشاور یا مدیرگروه تحویل بدهد بعد هم وقتی ایراد گرفته می شود ناراحت می شوند که آذرنگار دل نمی دهد به کار!!

مردان و زنان مومن و مومنه! خودتان را جای او بگذارید، با این گرانی کاغذ و بنزین و از همه مهمتر وقت گذاشتن برای پیگیری کار حوصله تان می شود؟ نه خداوکیلی حوصله تان می شود؟! 

بهرحال بجنبید که اسباب پشیمانی نشود! 

کجا پیدا شود از باد فروردین خبرچین تر!

نگاهت از نگاه روشن نوروز رنگین تر

بیا نزدیک تر!  ای دامنت هر لحظه پرچین تر

پریزادی؟ بهاری؟ قرص ماهی؟ پاره ی ابری؟

کمی پایین بیا، پایین بیا، پایین و پایین تر

مبادا باد ناغافل ببوسد گونه هایت را

نصیب کس مبادا سیبی از این سرخ و شیرین تر

........

شبی در خلوت ده دیدمت، یک شهر فهمیدند

کجا پیدا شود از باد فروردین خبرچین تر!

شاعر:  ناصر حامدی، نوشته شده توسط: فطرس


اين هوا عطر نفس هاي تو را كم دارد

سال نو مبارک و دلهاتون بهاری.


در دل ِمن كه براي دل ِ تو جايي هست

ساعت هشت شب انگار خبرهايي هست

ساعت هشت شب انگار تو بر مي خيزي

به وجود نگرانم هيجان مي ريزي

شب رشت است، هوا منتظر باران است

شب رشت است و دلم پيش تو سرگردان است

شب بخير اي نفس ات شرح پريشاني من

ماه پيشاني من! دلبر باراني من!

رشت زيباست، تو وقتي به هوا زُل بزني

بنيشيني و به گيسوي ترت گُل بزني

عشق سطري ست از احساس نجيب تن تو

عطر، عطر خوش و رويايي پيراهن تو

نغمه اي، زمزمه اي نيست، هوا سنگين است

پنجه اي تازه بزن، باز دلم غمگين است

به هواي تو سري هست كه پر خواهم داد

دل به توفاني درياي خزر خواهم داد

ياد آن وعده كه مست آمده بودي پيشم

هشت شب، چتر به دست آمده بودي پيشم

چترت آميزه اي از گرمي و زيبايي بود

زير چتر تو همه چيز تماشايي بود

* * *

دوست دارم به خدا خنده ي رنگينت را

تو و زيبايي ايراني و غمگينت را

تو نباشي اثر از گرمي و زيبايي نيست

رشت بي عطر نفس هاي تو رويايي نيست

كاش مي شد به همان هيات و حالت باشي

باز هم گوشه ي ميدان رسالت باشي

كاش مي شد به هوا فرصت بارش بدهيم

بنيشينيم و دو لب چاي سفارش بدهيم

كسري از پنجره باز است، هوا دم دارد

اين هوا عطر نفس هاي تو را كم دارد

به هر آن چيز بخواهي قسَمت خواهم داد

دل خود را به هواي قدمت خواهم داد

وقت تنگ است، بيا بي كسي ام را كس باش

باز هم در پس هر حادثه دلواپس باش

وقت تنگ است هوا منتظر باران است

شب رسيده است و دلم پيش تو سرگردان است

ساعت انگار - سر هشت - به من مي خندد

آمدي پيش من و رشت به من مي خندد...

شاعر:  ناصر حامدی

عکسها: خانه میرزا کوچک خان در رشت و شهر باران

فطرس