اولین دفاع انجام شد!

به خبری که هم اینک به دستم رسید توجه فرمائید:

به گزارش پیامکی جواد که خداوندگار ارسال پیامک است: دانشجویان فارغ التحصیل ارتباطات محمدرضا مزیدی و علی احمدیان به عنوان نخستین دانشجویان ارتباطات 92 امروز شنبه 30 شهریور از پایان نامه خود دفاع کردند.

جواد می افزاید: جلسه دفاع مزیدی از ساعت 10 و پس از آن احمدیان ساعت 11 برگزار شد. اساتید راهنما، مشاور و داور دکتر مرتضوی، دکتر افشانی و دکتر اسلامی بودند.

جواد اس ام اسیده: جلسات به دلیل ضعف اطلاع رسانی غریبانه برگزار شد. من که جلسه مصاحبه هم داشتم و دلم مثل سیر و سرکه می جوشید در کنار خود این دو نفر تنها سه دانشجوی حاضر در کنار سه استاد بودیم.

جواد در ادامه این اس ام اس نوشته است: موضوع مزیدی میزان تاثیر استفاده از ماهواره ها بر روابط زناشویی و ظلاق در خانواده های یزدی(عنوانش دقیق نیست)، احمدیان: بررسی تاثیر رسانه های محلی برای جلب مشارکت همگانی در تحقیق برنامه های سلامت دانشگاه پزشکی صدوقی یزد.

آذرنگار در پایان آورده است: دکتر ابطحی هم آخرهای دفاع مزیدی اومد و بخاطر پشت و رو کپی گرفتن از پایان نامه مزیدی، ایراد گرفت و گفت نمره کم میشه!

ضمن سپاس از جواد آذرنگار برای پوشش خبری کاملش به آقای مزیدی و آقای احمدیان که همیشه محترم، آرام و خوش برخورد کنار هم می نشستند و جدی درس شان را می خواندند از صمیم قلب تبریک می گویم. امیدوارم همانطور که چراغ اول را روشن کرده اند برای ما هم دعا کنند. من و مجتبی و شهرام و اسماعیل هم خیر سرمان کنار هم می نشستیم! خدا به آخر و عاقبت مان رحم کند!! :)

* عکس را از ترم یک گرفته ام با همان موبایل مشهور! در دفتر بشارت نو. چای ها را آقای مزیدی و احمدیان نخورده اند، آقای رضوی هم کمک شان کرده است! :) 

یاد همه دوستان و آن خاطرات خوب دور هم بودن به خیر ....

فوری فوری

فوری فوری

دانشجویانی که در مقطع کارشناسی درس "روش تحقیق" را پاس نکرده اند شماره دانشجویی، نام و نام خانوادگی شان را برای آقای دکتر مرتضوی پیامک کنند.

در مورد این مشکل بعداً خواهم نوشت الان وقت این حرف ها نیست وگرنه رسماً باید این درس را در ترم آینده انتخاب و پاس کنید!


ویکی لیکس!

زمانی افشا کردن چهره شهرام یکی از تفریحات سالم مجتبی بود! حالا این عکس از دوران درس خواندن شهرام منتشر شده است! او هیچوقت کتاب نخرید، هیچوقت جزوه ننوشت، هیچوقت درس نخواند ولی همیشه نمره می گرفت. این عکس از دوران کودکی او به دست آمده است. به چهره آرام، مطمئن و فوق العاده با اعتماد به نفس او نگاه کنید!

یعنی مدیونید اگه فکر کنید فتوشاپه!


معلمت.....

کوچکتر که بودیم شهریور که به نیمه می رسید هم خوشحال بودیم که مدرسه می رویم و هم عزا می گرفتیم که تعطیلات کشدار تابستان تمام می شود....

حالا بزرگتر شده ایم.... بزرگتر؟! حالا دلمان همان بچگی را می خواهد، همان دلتنگی های کوچک....


چه می کنه این ارتباطات 90!

مناظره های انتخابات امسال یادتان می آید؟ همان جایی که روحانی گفت:« من سرهنگ نیستم، حقوق خوانده ام»! همان سالن بزرگی که آقای حیدری و آن یک آقایی که جفتش نشسته بود و و بعد از چند ماه هنوز مشخص نشده که چه نقشی داشت سوالات متفاوتی از مهمان ها می پرسیدند، همان استودیوی که غرضی را محبوب قلب هزاران نفر کرد.... در همان فضا برنامه «مناظره» با حضور چند چهره سیاسی و البته از همه آنها مهمتر یک چهره ارتباطاتی برگزار شد.


جواد آذرنگار همکلاسی خوب ما در این برنامه حضور داشت و پرچم کلاس ما را برد بالا. البته دست های پنهان آقای کنفرانس هم دیده می شد ولی جواد نشسته بود جفت آقای حیدری مجری برنامه و اصلاً جوری بود که آدم یک وقت هایی جواد و مرتضی را با هم اشتباه می گرفت. البته انتظار داشتیم وقتی نوبت پرسش حضار هم می شود میکروفن را بدهند به همکلاسی ما ولی از قرار معلوم دوستان «هماهنگ» تر از این حرف ها هستند که ما خیال می کنیم و برنامه زنده و پرسش خودجوش و اینجور حرف ها مال خارج است!
با این همه اتفاق خوبی بود. از آقای کنفرانس و چهره مردمی تقاضا می کنیم از سایر چهره های کلاس در برنامه های مختلف دعوت کنند. مثلاً آقای حق دین چه کم از لاله قرمز دارد؟ درد و بلایش به صورت عمودی و افقی بخورد وسط فرق سر این مجری های آبدوغ خیاری که یک بیت شعر هم بلد نیستند بخوانند!
یا مثلاً شهرام! شهرام البته با توجه به اعتماد به نفسش می تواند چند منظورمه مورد بهره برداری قرار گیرد! به جای عادل فردوسی پور در برنامه 90، به جای خاله شادونه...نه نه ببخشید به جای عموپورنگ، به جای بهرام شفیع در ورزش و مردم، به جای آقای حیاتی در اتاق خبر، به جای آقای میلانی در سرزمین من، به جای آقای ضرغامی در اتاق ریاست و غیره! این غیره کلی حرف دارد توی خودش!