اینترنت یا عنترنت!
امروز مثل چند روز پیش جی میل و یاهو قطع است، یعنی حضرات بدون هیچ توضیحی این دو سرویس مهم را قطع کرده اند، شاید برای بسیاری از آنها اهمیتی ندارد که بخش بزرگی از آدم
های نسبتاً فهیم این مملکت از این دو سرویس ارسال نامه و فایل استفاده می کنند و دهها هزار کار روزانه فقط با کمک این سرویس ها انجام می شود، خیلی سعی کردم در این مورد در وبلاگ چیزی ننویسم، از آن می ترسم که یک روز صبح که از خواب بیدار می شوم و می آیم سراغ این صفحه ببینم تخته اش کرده اند! اما چند نکته را به عنوان یک دانشجوی رشته "ارتباطات" نمی توانم ننویسم:
- در ایران معمولاً به دیده شک و توطئه به خیلی از پدیده ها نگاه می شود، یک زمانی داشتن یک سربریده در خانه هراس اش کمتر از داشتن ویدیو بود، حالا فروشگاههای وابسته به نهادهای رسمی ویدیو و دی وی دی پلیر قسطی هم می دهند!شاید دوستان گمان می کنند که سرویس های جی میل و یاهو ابزار جاسوسی هستند وگرنه مگر مرض دارند این همه فضای رایگان به کاربر ایرانی بدهند که ایمیل های مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس اش را با همین ابزار ارسال می کند! این تصور وجود دارد ولی نکته جالب اینجاست که خود آدمهایی که صبح تا شب با اطمینان در مورد ابزار جاسوسی بودن جی میل و یاهو حرف می زنند، وقتی ایمیل شان را بخواهید می گویند: مش قلی ات ساین یاهو دات کام!یا غضنفر ات ساین جی میل دات کام!
- پروژه اینترنت ملی کلید خورده است، خیلی وقت است، در کره شمالی و چین نسخه نهایی شده اش استفاده می شود، پس چرا ما نداشته باشیم؟ من فقط این وسط نمی فهمم معنی اینترنت ملی یعنی چی؟!! اینترنت به فضای مجازی گفته می شود که از اشتراک کامیپوترها در سراسر دنیا ایجاد می شود، اگر آن را ملی کنیم که دیگر اینترنت نیست؟! مثل این می ماند که به دریاچه ارومیه بگوییم دریا!! درياچه ها چاله هاي پرآب و بسته اي هستند كه راه به جايي ندارند اما دريا به آب های آزاد و اقیانوس ها راه دارند، این چیزی که به نظر می رسد در حال اجرایی کردن فازهای آخرش هستند، هر چه هست، اینترنت نیست! به قول حمید هامون توی فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی: من اگه اون منی باشم که تو میخوای باشم، که دیگه من، من نیست. یعنی منِ خودم نیستم!
- هیچکس در این آشفته بازار جوابی برای کاربر مادرمُرده ای که نان و ناف اش به اینترنت بسته است ندارد، مخابرات می گوید قطع بودن جی میل و یاهو ربطی به ما ندارد، ناخدای کشتی های خلیج فارس می گویند به جان مادرمان این دفعه ما لنگرمان را نینداخته ایم روی کابل اینترنت ایران! اتحادیه نانوایان تهران و حومه بیانیه داده اند که در این ماجرا دخالتی نداشته اند! و .... خب اگر دارید کار خیر می کنید سرتان را بالا بگیرید و با افتخار بگوئید: مشترکان مادر مُرده!به مدت دو روز جی میل و یاهو قطع است نامه هایتان را با چاپار یا کبوتر بفرستید! ما داریم کار خیر می کنیم، هدف رضایت شماست!! شماها که یک باب توالت افتتاح می کنید چهل بار در بیست وسی نشان اش می دهید چطور شده این دفعه اینقدر خلوص نیت تان رفته بالا و کار بدون ریا می کنید؟!! هنوز بعد از دو سال یک نفر در این مملکت حاضر نشده بگوید چرا فردای روز انتخابات ریاست جمهوری همینجوری سیستم پیامک ملت یک ماه و اندی قطع شد! هیچ اتفاقی هم نیفتاد و همه یادشان رفت، این هم یادمان می رود!
- بعضی از دوستان از همین حالا اینترنت ملی را طرحی شکست خورده می دانند و می گویند: نمی شود و دارند زور بیخودی می زنند!موافق نیستم، اصولاً اراده ای وجود دارد که اگر چرخ گرودن بر مرادش نچرخد وادارش می کند بچرخد!نق زدن و غرغر کردن هم فایده ای ندارد، ما ملتی به غایت انعطاف پذیر هستیم، هر چیزی را تحمل می کنیم، هر چیزی را! چند روز اول غر می زنیم، یواش یواش عادت می کنیم و بعد حس می کنیم داریم لذت می بریم!! بعد از چند ماه همدیگر را که توی تاکسی ببنیم یادمان می رود یک زمانی اینترنتی وجود داشت که اینترنت بود، با خوشحالی می گوئیم: دستشون درد نکنه سرعت خیلی رفته بالا، این سرویس ایمیلی که ساختن حرف نداره، مُرده شور جیمیل و یاهو رو ببره!ایرانی باید اینترنت ایرانی داشته باشه حالا مهم نیست واسه هر ایمیلی که می فرستیم دو هزار تومن می دیم، هر چی باشه مال خودمونه!بچه ها متشکریم!مخابرات متشکریم!بچه های بالا خیلی متشکریم!
- بعضی اوقات فکر می کنم در فضایی اینچنینی درس خواندن آن هم در رشته ارتباطات، روزنامه نگاری، کار کردن در فضای مجازی و ... چه فایده ای دارد؟ وقتی قرار است عده ای با بیل مینیاتور بکشند، این ظرافت کاری ها از سر شکم سیری نیست؟ابلهانه نیست؟این همه خون دل بخوریم که چه بشود؟دوباره خودم را تسکین می دهم که آدمی به همین امیدواری زنده است، به همین جان کندن ها، به ساختن خانه ای و بعد ویران شدن اش زیر پای فیل ها و دوباره ساختن اش...
- راستی!دوستی برای مدیریت جهان برنامه می داد، نقشه می ریخت و سخنرانی می کرد، نکند این گام نخست مدیریت جهان است و ما بی خبریم؟! دنیای واروانه ای است، اگر همین مدیر ارشد جهانی فردا روبروی شما به دوربین زل زد و گفت: من مخالف این کار بودم و هستم و خواهم بود! غر نزنید، سکته نکنید، تلویزیون را نشکنید، راحت باشید و لذت ببرید که به شدت از اون بالا کفتر می آیه!!
دنیای دانشجویان ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علوم تحقیقات یزد فراتر از عدد و رقم است، زیر پوست هر کدام از این بچه ها دنیای بزرگتری است که گاه آشکارش می کنند و گاه پنهان می ماند. این وبلاگ تنها به نیت ثبت لحظه هایی از این بچه ها به روز می شود که ممکن است زیر غبار موذی زمان از یاد بگریزند.... قرارمان فصل انگور / شراب که شدم / بیا / تو جام بیاور / من جان! ...