کاش بلاهت....
کاش بلاهت هم مثل آلودگی هوا تاثیرگذار بود، مردم ماسک می گذاشتند جلوی دهانشان، می رفتند دکتر و می گفتند به خاطر حجم انبوه بلاهت حالت تهوع داریم، سرگیجه گرفته ایم! کاش مثل سیستم های پایش هوا، دستگاههایی سر چهارراه ها و توی محله ها نصب می شد که وقتی حجم بلاهت بالا می زد خط قرمز هشدار دهنده اش را می دیدیم.
کاش بلاهت مثل آلودگی هوا به چشم دیده می شد، آنوقت مردم غر می زدند، به مقامات مسئول فشار می آوردند و حق مسلم شان را طلب می کردند. آنوقت شاید شهر را تعطیل می کردند، آدمهای عاقلتر را صدا می زدند و دور هم می نشستند و برای نجات از این حجم روز افزون بلاهت چاره ای می اندیشیدند...البته شاید!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:42 توسط خیلیدور، خیلینزدیک
|
دنیای دانشجویان ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علوم تحقیقات یزد فراتر از عدد و رقم است، زیر پوست هر کدام از این بچه ها دنیای بزرگتری است که گاه آشکارش می کنند و گاه پنهان می ماند. این وبلاگ تنها به نیت ثبت لحظه هایی از این بچه ها به روز می شود که ممکن است زیر غبار موذی زمان از یاد بگریزند.... قرارمان فصل انگور / شراب که شدم / بیا / تو جام بیاور / من جان! ...