سوزاندن و شکستن عمر درازی در این سرزمین دارد، از آن جمله از بین رفتن کتابخانه های بزرگ را به گردن اسکندر مقدونی می اندازند. اوائل دهه 60 از توی باغچه خیلی خانه ها دود بلند می شد یعنی آدم های سرگرم سوزاندن کاغذها و کتاب هایی شده بودند که حالا داشت برایشان دردسرساز می شد، یکی دو سال زودتر اما مردانی به میخانه ها هجوم بردند و هرچیزی که هنوز نوشیده نشده بود را به در و دیوار کوبیدند، بی تردید مردانی که از آن حوالی رد می شدند و از آن میخانه ها خاطره هایی توام با تلو تلو خوردن داشتند حتی از بوی کهنه الکل ریخته شده روی زمین مست می شدند اما جرات نمی کردند لب از لب باز کنند، حالا بعد از آنکه دیش های ماهواره را مچاله کردند و از بام ها به زیر انداختند نوبت به قلیان هایی رسیده است که منقوش به عکس ناصرالدین شاه با سبیل های روغن زده است!

 خبرگزاری «فارس» این عکس را منتشر کرده است، دو جوان اهوازی با افسوسی که فقط ممکن است یک هوادار فوتبال بعد از گل منجر به شکستی که تیمش در دقیقه 90 خورده،نشان دهد شکستن قلیان هایی که حتماً بوی نعنا و دو سیب و لیمو می دهند را به تماشا نشسته اند، غمگساری در مراسم تشیع جنازه قلیان و برای شلنگ های که روزی با لبشان بازی می کرد و حلقه های دود را از آن به هوا می فرستادند!

 می گویند قلندران ناشناسی در اینترنت پول می گیرند و کار خلایق را یواشکی زیر نظر دارند، بعید نیست این دو جوان هم پولی گرفته باشند تا نقش مدل های غمزده را مقابل دوربین های تشنه بازی کنند و بعد عکس شوند برای عبرت دیگر جوانانی که هنوز "قلیون" می کشند! شاید هم بعدها معلوم شود این عکس را «فتوشاف»!! کرده اند!

 

حکایت قلیان و قدمت آن در این سرزمین و عشق و تعصبی که برخی به آن دارند را به صد دفتر نشاید گفت! به شخصه در لیست افتخارات بیهوده ام نکشیدن قلیان هم جای دارد ولی دوستان بسیار ناب و نازنینی دارم که صدای قل قل قلیان موسیقی متن روزهای خوش و ناخوش شان است. بسیار بعید می دانم بشود با بخشنامه و دستورالعمل برای همیشه ریشه این ابزار دود آور و محبوب را از این سرزمین کند!

 سال گذشته که میزبان تعدادی از دانشجویان خارجی بودیم یکی از آنها از این همه علم و تکنولوجیک! و تاریخ و فرهنگ ما برای کشورش قلیان سوغات برد و حالا هر از چند گاهی عکس هایش را با این ابزار بویناک منتشر می کند و اسباب حیرت و خنده می شود! دوستی هم داریم که رکوردی به یاد ماندنی دارد و بعید می دانم کسی بتواند آن را بشکند! موفق شده در ۷۰ کشور دنیا قلیان بکشد! اگر ثبت کنندگان آمار کتاب گینس حوصله به خرج بدهند و این آمار را ثبت کنند بعید می دانم کسی در طول تاریخ حتی بتواند به آن نزدیک شود! او به خیلی از رویاهای ناصرالدین شاه جامه عمل پوشانده است، یک نمونه اش همین معطر کردن هوای ۷۰ کشور با بوی قلیان است!

این همه را نوشتم تا یاد آوری کنم که ما ایرانی به بعضی از وسایل و ابزار چنان عرق و تعصبی نشان می دهیم که حد و حدود دارد، هنوز خانواده هایی هستند که قلیان را یکی از ملزومات عروس خانم می دانند اما  اگر کسی بگوید به جای قلیان، کتاب بگذارید توی جهاز! بعید نیست که با کفش پاشنه بلند سرش را تبدیل کنند به بلندی های جولان!

 پابلو نرودا شاعر شیلیایی می سراید: هوا را از من بگیر، خنده ات را نه....! در ایران اگر قرار بود اهل قهوه خانه شعری بگویند حتماً بندی از آن را  در پاسخ بخشنامه های حاوی منع و ملامت چنین می سرودند: هوا را از من بگیر، قلیان را نه!