مقدمه واجب!

این هفته یزد نرفتم، درگیر سمینار بین المللی هستم، با آنکه در چهار روز گذشته ۵ ساعت نخوابیده ام ولی تمام مدت افسوسم از یزد نیامدن باقی بود،برای همین حس می کردم این هفته کلاس در آرامش و بدون دخالت ها و ابراز نظرهای گاهی غیرضروری من برگزار خواهد شد اما از قرار معلوم اتفاقات زیادی افتاده است، دوست آقای پریزیدنت زحمت کشید و پست این هفته را با ظرافت و طنز خوبی که دارد نوشت که بدون هیچ تغییری عیناً اینجا آمده است، در لابی هتل فقط توانستم این مقدمه را نویسم:

پيش شماره 0351 كه روي تلفن مي افته ناخودآگاه احساس مي كنم كه حداكثر تا نيم ساعت ديگه به يزد مي رسيم. قطار پرديس هم به اين موضوع عادت داره و به همين بهونه و در حوالي اين تلفن، ميبد يه ترمز ناقابلي مي زنه. همكلاسي هاي يزدي لطف خيلي زيادي دارند. از ما انكار و از آنها اصرار، اما بالاخره قرار مي شود بيايند دنبالمان. اين فرصت انتظار باعث ميشه تا در فضاي راه آهن به لطافت هواي كاملا بهاري يزد پي ببريم. نسيم خنكي در حال وزيدن است. آنقدر خوب كه بوي سال جديد را احساس مي كنيم.

با ورود ما به محوطه دانشگاه، اولين نشانه هاي تغيير مديريت رياست جديد دانشگاه آزاد هويدا مي شود. بنر پيام تبريك انتصاب. البته تقريبا همه ايراني ها به اين موضوع عادت دارند و رويش اينگونه بنرها همزمان با انتصابات نوعي عادت ممدوح برشمرده مي شود كه حتما خواصي هم دارد كه ما متوجه نمي شويم! بگذريم. اما مهمترين اتفاق زماني رخ داد كه ما دانشجويان كارشناسي ارشد رشته ارتباطات اجتماعي پس از ورود به كلاس متوجه شديم كه سيستم آموزشي دانشگاه با تجهيز كلاسها به ويديو پروجكشن و پرده، گام مهمي در راستاي توسعه علمي برداشته است.

البته در خصوص استفاده از اين فناوري هنوز نقاط ابهامي وجود دارد كه بطور مثال كوتاه بودن نخ پرده يكي از نكات آن است. با خودم فكر ميكنم اگر آقاي اديب با اين قد اين ترم هم مرخصي مي گرفت، الان جلوي تخته چقدر شلوغ بود و چه ابتكارهايي سر مي زد تا پرده پروجكشن نزول اجلال فرمايند!

دو همكلاسي جديد! يك نفر آقا و يك نفر خانم. هر چند اين هفته آنقدر سرمان شلوغ بود كه نشد با اين دوستان كپي بزنيم ولي حالا تعدادمان به عدد چهل مي رسد. و با توجه به اينكه عدد چهل در بسياري از اسطوره هاي شرقي عددي مقدس برشمرده مي شود اين حق را داريم به خود بباليم.

به آقاي اقتصاد مي گفتم: حكايت جذب دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته ما مثل اردوي تيم ملي فوتبال مي ماند، كارلوس كي روش 34 بازيكن را دعوت كرده است كه قصد دارد 23 بازيكن را از بين آنها انتخاب كند. از آنجاييكه بعضي ها در ابتداي ترم دوم سر ناسازگاري گذاشته اند شايد دانشگاه قصد دارد با حذف آنها تعداد نهايي را به بيست يا ... تقليل دهد!! ما چه مي دانيم.

هر چند امروزه به لطف مدارس غير انتفاعي كلاس با اين حجم حتي در مهدكودك ها هم بسيار بندرت مشاهده مي شود ولي اين هم از خوش شانسي ما است كه همزمان مي توانيم تجربه چهار دوره كارشناسي ارشد را يكجا داشته باشيم!

بازار كلاس آقاي دكتر مزيدي داغ بود از كنفرانس، ابتدا خانم شهيدزاده خلاصه اي از كتاب جريان بين المللي اطلاعات نوشته پرفسور حميد مولانا را ارايه و بعد هم خانم شین شین در زمينه تاثير فرار نخبگان در توسعه به ايراد سخن پرداختند كه هر دو كنفرانس با تشويق بچه ها روبرو شد.

جالب ترين اتفاق روز پنجشنبه زماني رخ داد كه در حاليكه ما خود را براي دور دوم كنفرانسها آماده مي كرديم، خبر آمد كه سركار خانم دكتر حيدري در كلاس ديگر اقدام به تشكيل درس آمار نموده اند. حالا ما اهل علم و فضيلت بر سر دو راهي مانده بوديم. كلاس برنامه ريزي و سياستگذاري ارتباطات يا آمار! بالاخره با جدي تر شدن موضوع مثل هميشه آقاي دكتر مزيدي بزرگواري فرمودند و به نفع خانم دكتر حيدري انصراف دادند. ما هم كه قبلا روش غير حضوري را انتخاب كرده بوديم چاره اي نديديم كه محل دانشگاه را ترك كنيم.

اما اخبار موثق (شامل پيامكها، تلفنها، مشاهدات عيني و ...) از كلاس آمار حكايت از آن دارد كه تعداد زيادي از دوستان از حضور در كلاس عذرخواهي نموده و در برگه مربوطه امضا مي دهند كه با علم و دانش خود نمي خواهند ديگر سر كلاس بيايند. ( 25 نفر). آقاي بشارت نو بصورت حضوري به اعتراض دست مي زند كه البته كمي هم ناراحت بودند كه چرا حمايت نشدند. آقاي طبس جلوي درب ورودي كلاس خودشان را سد مي كنند كه ريش سفيدي كرده باشند و تعدادي هم ساكت و آرام مي نشينند تا ببينند بالاخره چه اتفاقي مي افتد. حرص و جوش و ناراحتي تعداد ديگري از همكلاسيها در راهروي طبقه چهارم دانشكده علوم انساني را هم به اين موارد اضافه نماييد.

نتيجه اين اتفاقات آن شد كه فردا بر روي تخته نوشتند:

 حضور كليه همكلاسيها براي روز 17 فروردين ماه 1391 بر سر كلاس آمار راس ساعت 16 الزامي است. "امين السلطنه"

 توضيحات: عنوان اين مطلب مربوط مي شود به فيلم بعد از ظهر سگي سگي اثر مصطفي كيايي كه از روي فيلمي با نام بعدازظهر چله تابستان یا بعد از ظهر نحس(Dog Day Afternoon)  به کارگردانی سیدنی لومت به سال ۱۹۷۵ ساخته شده است. فيلم اصل با بازي آل پاچینو، جان کزال و کریس ساراندون در زمان خود نامزد چند جایزه اسکار شد و توانست جایزه بهترین فیلم‌نامه غیر اقتباسی را ببرد.

البته نسخه ايراني اين فيلم هر هفته در مسير قطارهاي پرديس تهران – يزد و بالعكس براي كسانيكه بليط اين قطار را با زحمت بسيار تهيه مي كنند پخش مي شود كه نويسنده اين سطور تا كنون موفق به ديدن هشت بار آن شده است!! راستي چرا شركت رجا فكر نمي كند كه سي دي هاي مجاز ديگري هم در بازار وجود دارد!

 

اين پست ادامه دارد ....