اصحاب آمار
......
ادامه از پست قبلی
۵- سه همکلاسی جدید قبل از ما آمده بودند، محمد جواد عربی شیرازی است و قدبلندی دارد، از قرار معلوم ترم قبل وقتی برای ثبت نام می آمده بین راه تصادف شدیدی می کند که هنوز عوارض اش را به همراه دارد، مثل اکثر شیرازی ها خونگرم بود،ردیف اول نشست و ساعت اول کمتر سرش را برمی گرداند، در دانشگاه تهران اقتصاد خوانده و حالا همکلاس ماست، از این به بعد او را با اسم ادیب اینجا می شناسیم، نه به خاطر اینکه پسرخاله حافظ و سعدی است بلکه از قرار معلوم اسم دوم اش است. علاوه بر او دو خانم همکلاس جدیدمان یکی یزدی و دیگری اراکی است، آنها کم حرف و ساکت بودند، تمام مدت کنار هم نشستند، یکی از آنها جزوه می نوشت. از بس این دو روز حرف و بحث و اعتراض شد که بنده های خدا فکر کردند ما دسته ای از یاغیان و شهرآشوبان هستیم که هر هفته گیوه هایمان را ورمی کشیم و فقط برای اعتراض بلند می شویم می آئیم یزد! بهرحال ورود آنها به این کلاس و رشته را تبریک می گویم و امیدوارم هفته های بعد ببینند که بچه های کلاس ما به هنرهای دیگری هم آراسته اند!
۶- خانم طاهره علی حیدری بیوکی سرکلاس آمد،جوان، قد بلند، جدی، بدون لبخند و خیلی رسمی شروع کرد به درس دادن! کاملاً جدی نشان می داد، در مورد درس صحبت کرد و گفت در پایان کلاس اگر کسی حس کرد که می تواند این درس را پاس کند می تواند سرکلاس حاضر نشود فقط نمره حل تمرین و حضور و غیاب از او کسر خواهد شد، آنقدر جدیت به خرج داد که خودش هم جا خورد و گفت: چرا اینقدر همه اخم کرده اید؟! بگذریم نمی خواهم قضاوت فردی ام روی ذهن کسی تاثیر بگذارد. به همراه هفت نفر د
یگر دست به یکجور خودکشی زدیم و نامه نوشتیم و امضا دادیم که سرکلاس حاضر نشویم، ایشان گفتند که اگر وسط ترم پشیمان شدیم و خواستیم برگردیم دیگر امکان ندارد، برای کوئیز و میان ترم هم خبرمان می کنند و بعد از تحویل اوراق باید فوراً کلاس را ترک کنیم! خانم نوری از همکلاسی های آرام، محجوب و کم حرف کلاس را به عنوان "امین" خود معرفی کردند که در برگزاری امتحان و حضور و غیاب به او کمک کنند و به نوعی رابط کلاس و ایشان باشند که تصمیم خیلی خوبی بود. خیلی از دوستان به خانم نوری تبریک گفتند و قرار شد برایشان در ورودی دانشگاه پلاکارد تبریک بزنیم که به منظور صرفه جویی در بودجه جاری کلاس و پرهیز خانم نوری از تبلیغات رسانه ای! این پشنهاد رد شد. بهرحال از قرار معلوم کلاس آمار کلاس پرماجرایی خواهد بود. نکته جالب اینکه خانم علی حیدری رفرنس را کتاب آقای دکتر عادل آذر عنوان کردند، دنیای کوچک و عجیبی است، سال ۱۳۸۲ من با دو ستاره روی دوش و اسلحه کلاشینکف به دست سرباز نیروی انتظامی بودم و در یکی از حوزه های رای گیری نگهبانی می دادم و با همان شمایل به دکتر آذر رای دادم، چهار سال پیش هم از او که همشهری و دوست و یک استاد به تمام معنی در امر آمار است و از تهران با لیست اعتماد ملی کاندید شده بود، بی مزد و منت حمایت کردم و گوشی موبایلم در نتیجه این حمایت ها نابود شد!! و حالا باز هم من و عادل آذر که این روزها آمار را با سلایق دولتی می چیند و اعلام می کند قرار است یک ترم با هم باشیم... عجب حکایتیست!!بهرحال برای خانم حیدری و باقی دوستان آرزوی موفقیت می کنم، شدید! ( آخرین خبر: بر اساس اعلام امین کلاس آمار روز پنجشنبه ۱۸ اسفند از ساعت ۱۸ تا ۲۰ برگزار خواهد شد).
۷- بعد از کلاس آمار آقای دکتر مزیدی را دیدیم و باز سفره دل ها گش
وده شد!خانم های کلاس که تا این ترم می توانستند در هتل صفائیه ساکن شوند حالا به محض مراجعه با نرده های بلندی روبرو شده بودند که دور تا دور هتل بود و اعلام شد از پذیرش آنها ممانعت به عمل می آید، شاهدان عینی می گویند خانم امپریالیسم خیز برداشته که از این موانع بپرد که بقیه او را مهار کرده اند! آقای دکتر مزیدی سرفصل های درس "برنامه ریزی و سیاست گذاری ارتباطات" را اعلام کرد و قرار شد در گروه های دو نفره کنفرانس بدهیم، از سوی دیگر دوستانی که کنفرانس درس ارتباطات و توسعه را ارائه نداده اند از این کلاس می توانند برای ارائه استفاده کنند.
در ضمن این هفته میلاد کم سعادت آقای فرهیختگان و حامد شاهین مهر و خانم امپریالیسم بود که به دلیل اتفاقات پردامنه کاملاً به حاشیه رفت ولی به آنها صمیمانه تبریک می گویم.
پ.ن: دوستان گرامی می توانند از طریق کامنت دانی یا ایمیل گروه های دو نفری شان را اعلام کنند تا موضوع کنفرانس مشخص شود.
دنیای دانشجویان ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علوم تحقیقات یزد فراتر از عدد و رقم است، زیر پوست هر کدام از این بچه ها دنیای بزرگتری است که گاه آشکارش می کنند و گاه پنهان می ماند. این وبلاگ تنها به نیت ثبت لحظه هایی از این بچه ها به روز می شود که ممکن است زیر غبار موذی زمان از یاد بگریزند.... قرارمان فصل انگور / شراب که شدم / بیا / تو جام بیاور / من جان! ...